ميرزا شمس بخارايى
149
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
هجرى و بعضى را در سالهاى 1248 و 52 و 58 و شصت هجرى سكّه نموده بودند ؛ بر بعضى از مسكوكاتش « رحمت باد بر معصوم غازى » نقش نموده بودند . امير نصر اللّه خان در سال 1842 با لشكر زياد به عزم تسخير خوقند تاخته ، شهر مذكور را مسخّر و محمّد على خان خوقندى را چنان كه ذكر شد به قتل رسانيد . پس از آنجا ارادهء سمرقند كرد . در بين راه ابراهيم نام طبيب كليمى ، به اشارهء خواهر اسكندر خان ولى النعم كه سوگلى حرم وى بود ، زهر به نصر اللّه خان خورانيد ؛ فورا درد شكم و اسهال به وى عارض شد و معلوم داشت كه او را مسموم نمودهاند . پس با كمال شتاب به بخارا عطف عنان نموده ، فرمان داد تا هر كس كه از اهل شهر سبز و خويشان آن زن بود ، تماما را كشتند ؛ خود نيز بعد از چند روز جهان را بدرود گفت . وليعهد و پسر بزرگ او ، مير مظفر خان كه در كرمينه حكمرانى داشت بدون درنگ به بخارا عزيمت كرده به جاى پدر نشست . مير مظفر خان ، رجال و بزرگان را تغيير و تبديل نداد و هر كس را به هر كارى كه مأمور بود باقى گذاشت و احدى را در جلوس خويش آزرده نداشت . الىّ شهرىست در حدود تركستان و چين . وجه تسميهاش بدين واسطه است كه در كنار رود الىّ بنا شده و به اسم رودخانهء مذكور تسميه نمودهاند . رود الّى از رود بزرگ « تيانشان » جدا مىگردد و پس از آنكه از شهر مذكور گذشت و مزارع بسيارى را مشروب نمود به درياچهء « بالكاش » مىريزد و دولت چين در سنهء 1764 ميلادى در پنج فرسنگى الىّ شهرى بنا نهاده و آن را كلجا مىنامند . بدخشان شهرىست معروف در شمالى تركستان در مصبّ رود آمو . سابق بر اين اگر بدخشان را بهشت زمين مىناميدند بسزا بود . بيابانهاى وسيع و چمنزارهاى گلستانى و بلبلان